تبليغاتX
¥___ساز درویش___¥

 

 

دل من فقط باشه ماله تو

جان من فدای نگاه تو

دلم نداره جز هوای تو

هرچی دارم فقط برای تو

نداره گل زیبایی تو

منم همدم تنهایی تو

نداره هچیکی خوبی تو

نداره دلم طاقت دوری تو

دلم تنگه برای تو

همیشه داره نجوای تو

بازم دارم میگم برای تو

هرچی دارم فقط برای تو

چشم انتظار نگاه تو

همیشه هستم به یاد تو

نظر یادتووووون نره

خیلی ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

بعد از رفتن تو

دیشب باز به یاد تو گریستم

چند شبی است که دیگه

خواب تو رو نمیبینم

ولی هنوز گرمی دستاتو توی دستم حس میکنم

هنوز آرامش اون نگاهتو از یاد نبردم

اون صدایی که برام لالایی بود

چرا رفتی؟

عشق من برات کافی نبود؟

چرا بدون جواب رفتی؟

رفتی و جای پاهات مونده روی دلم

بعد تو سرمو تو آغوش کی بزارم

به امید کی چشمامو رو هم بزارم

حرف دل خستمو گوش کن

فقط برگرد

دست نوشته خودم بود لطفا نظر یادتووون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

شبی از پشت یک تنهایی نمنک و بارانی ترا با

لهجه ی گل نیلوفری صدا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای

در کچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با

حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

نمیدانم چرا رفتی

نمیدانم چرا؟ شاید خطا کردم

هنوزآشفته چشمان زیبای توام

برگرد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

نمیدانم چرا؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

دعا کردم

نظر یادتوووووووووووووووون نره

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

 

نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی

را میدهد که به جوانی از دست رفته اش می اندیشد

اما نه!

انگار در نبودنت پیرتر از پیرمردی شده ام

که در زیر سایه ی عصایش نشسته و با

خدایش حرفها دارد

...

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

این عکس طراحی خودمه همراه با این شعر تقدیمش میکنم

 به همه دلسوزان حسین

دلم بهونه میگیره انگار دوباره تنگته

بهونه گیر کنبد ناز و طلایی رنگته

چیکار کردی تو با دلم که از همه جدا شده

تموم فکر و ذکر من دیدن کربلا شده

چه باده ای به من دادی میون بین الحرمین

که می نخورده مست میشم با نغمه ی حسین حیسن

همش به یاد حرمم تو خلوت و تو همهمه

وقتی میبندم چشمامو میرم کنار علقمه

ارباب با وفای من مرقد زیباتو برم

شکوه بی نظیر اون حریم سقاتو برم

ای کسی که دیونه ها عالمو بر هم میزنند

با نالهای یا حسین آتیش به عالم میزنند

حسین (َع) همه عالم به فدای تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

هر کی هرچی میخواد بگه

فقط یه چیز بگین

یادتوووووووون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

دراینجا همیشه تنها میمونم

این سرنوشتمه میدونم

در این قفس دورم ازعزیزم

از تمام زندگیم از نازنینم

همیشه به عشق اون میخونم

عشقشو امید به زندگی میدونم

تا کی منتظرش باید بمونم

تا کی به یادش زنده بمونم

دوست ندارم تنها بمونم

دوست دارم با نازنینم بمونم

معنی پروازو نمیدونم

پرکشیدن یه خیاله میدونم

تنها اسمشو میدونم

صداش میکنم نازنینم

در دلم هوای پروازه       عشق اون برام یه نیازه

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

خودکشی ممنوع

سلام

این مطلب با کلیه مطالب متفاوته میخواستم

یه سوپرایز کنمتون

خودکشی =سیر شدن از زندگی

نظر شما چیه؟

*هرگز از مرگ نهراسیده ام

گرچه دستانش

از ابتذال شکننده تر بود*

خودکوشی = تهمل نکردن بعضی چیزا

این که دیگه خیلی الکیه همه چیزو میشه تحمل کرد

فقط یه کم مردانگی و غیرت میخواد.

اونایی که به فکر خودکشی هستن بدونن هیچی جز مرگ در

انتظارشون نیست

خودکشی = جرات نداشتن و ترسیدن!

این درسته

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  | 

گرچه جانم رود از دست درین کنج قفس
مهرت از دل نرود تا که مرا هست نفس
تا که جان در تن من هست به دل مهر تو هست
دل خود بر تو سپردم نسپاریش به هیچ کس
دگر زکوی محبت گذر نخواهم کرد
دگر به یاد کسی دیده تر نخواهم کرد
دگر دلم را به کس نخواهم داد
دگر جوانی خود را هدر نخواهم داد

نازنین بمون کنارم

طاقت دوریتو ندارم

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت   توسط †__KaZeM__†  |